اکتبر 4, 2023

جستوجو کنید

اشتراک گذاری

7 اشتباه اصلی در کشف محصول (و نحوه اجتناب از آن‌ها)

7 اشتباه اصلی در کشف محصول (و نحوه اجتناب از آن‌ها)

7 اشتباه اصلی در کشف محصول (و نحوه اجتناب از آن‌ها)

کشف خطاها در محصول به شدت تأثیرات تجربه کاربری (UX) را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و می‌تواند پیامدهایی دائمی در پذیرش داشته باشد. برای کمک به جلوگیری از این مشکلات، در اینجا معمول‌ترین اشتباهاتی آورده شده است که باید در نظر داشته باشید.

برای اینکه کاربر را واقعاً در مرکز محصول خود قرار دهید و راه حل‌هایی بسازید که به زبان او صحبت می‌کند، نه تنها باید از آن‌ها بپرسید که به چه چیزی فکر می کنند، بلکه باید یاد بگیرید که چگونه مانند آن‌ها فکر کنید.
اینجاست که کشف محصول وارد می شود.
در حالی که هیچ بهترین راهی برای انجام تحقیقات کاربر ( user research) و به دست آوردن نتایج وجود ندارد ، برخی از اشتباهات رایج در کشف محصول وجود دارد که شما و تیمتان باید از آن‌ها دوری کنید.

 

7 اشتباه اصلی در کشف محصول (و نحوه اجتناب از آن‌ها)

 

اشتباه شماره 1: کشف محصول فقط قبل از لانچ محصول اتفاق می افتد

درست است که قبل از توسعه محصولات جدید باید با کاربران بالقوه صحبت کنید، اما تمرکز بر روی کشف محصول در ابتدای فرآیند توسعه محصول یک اشتباه رایج است و می‌تواند منجر به موارد زیر شود:

تأخیر در عرضه محصول

هرگز مطمئن نخواهید بود که به اندازه کافی تحقیق کرده اید. این “فلج تحلیلی (analysis paralysis)” می تواند باعث شود که مطالعات بیشتری انجام دهید و در نهایت لانچ را به طور نامشخص به تاخیر بیندازید.

از دست دادن مزیت رقابتی

انجام کشف محصول قبل از لانچ به این معنی است که تصمیم‌گیری کاربر محور (user-driven) را پس از عرضه محصول متوقف می‌کنید. با اینکار اجازه می‌دهید محصول شما قدیمی شود و از رقبا عقب بمانید.

از دست دادن مزایای اکتشاف مستمر

بررسی منظم کاربران ایم اطمینان راحاصل می‌کند که قبل از افزایش هزینه، هرگونه مشکلی از بین می‌رود. نادیده گرفتن این امر به این معنی است که نیازهای کاربر نادیده گرفته می‌شوند، تکرار کند می‌شود و اصلاحات محصول بیشتر طول می‌کشد.

راه حل: یک ذهنیت کشف مستمر را ترویج کنید

دیو مارتین، مربی رهبری محصول و بنیانگذار Right to Left، توضیح می‌دهد: «رهبران باید تلاش کنند که تیم‌هایشان هفته به هفته اهمیت انجام تست‌ها را درک کنند، در حالی که به زمانی که برای ساختن نرم‌افزار صرف می‌شود نیز توجه داشته باشند. با تیم خود زمانی را صرف مطالعه در مورد کشف مداوم محصول کنید و شروع به بازنگری رویکرد خود کنید: به پژوهش، به عنوان یک عمل فکر کنید که در حین کار روی محصول اتفاق می‌افتد و این ممکن است به تنهایی بر روی توسعه محصول متمرکز نباشد.

انجام تحقیقات مستمر به این معنی نیست که هر بار یک پروژه تحقیقاتی سخت را شروع کنید – این می تواند در مورد انجام بررسی رقبا، بررسی منظم پالس‌ها، یا بررسی داده‌های قبلی کاربر باشد.

فیبی دیلوکو ، سرپرست تحقیقات آسانا، در ارتباط با روندی که در انجام تحقیقات دنبال می‌کند می‌گوید:

  1. ابتدا سؤالاتی را که نیاز به پاسخ دارند مشخص کنید و بهترین راه برای پاسخ به آن‌ها را تعریف کنید
  2. سپس، داده‌های کاربر قبلی را بررسی کنید تا ببینید آیا می‌توانید پاسخ سؤال را بیابید یا نیاز به انجام تحقیقات بیشتری دارید

اگر نگران منابع و بودجه هستید، به یاد داشته باشید که همیشه می‌توانید داده‌های موجود را مجدداً بررسی کنید تا بینش‌های جدیدی را که نیاز دارید محدود کنید و برنامه تحقیقاتی UX خود را با توجه به منابع موجود مقیاس دهید.

اشتباه شماره 2: کنار گذاشتن مهندسان یا طراحان از فرآیند

یکی از اشتباهات بسیار رایج، حذف بخش‌های دیگر از فرآیند کشف محصول است یا به اشتباه تصمیم می‌گیریم که هر تیم باید تحقیقات مستقل خود را انجام دهد. فیبی که تجربهٔ پیشین در طراحی دارد، تجربه خود را به اشتراک می‌گذارد: “قبلاً عموماً بین بینش‌های تحقیقی و تغییرات طراحی در محصولم، ارتباط و اتصالی نداشتم. اکنون که در زمینه تحقیقات تخصص دارم، متوجه شده‌ام که یکی از چالش‌های اساسی کار، اطمینان حاصل کردن از اجرای صحیح و روشن بودن بینش‌ها برای ایده‌های طراحی است.”

انجام تحقیقات در سیلوهای مجزا، ممکن است مخاطراتی را به دنبال داشته باشد. سوگیری‌ها، اشتباهات و نتایج متضاد ممکن است در تیم‌ها ظاهر شده و تکرار شوند. هنگامی که تیم‌های مختلف به صورت جداگانه تحقیق می‌کنند، شما در معرض خطر ایجاد اختلافات و ناسازگاری‌ها در اطلاعات قرار می‌گیرید.

از دست دادن زمان و پول

وقتی که تیم‌ها به طور جداگانه برای درک مسائل و ارائه راه‌حل‌ها واحد به واحد کار می‌کنند، به هدر رفتن زمان و هزینه‌های اضافی منجر می‌شود. به جای اینکه هر تیم به تنهایی تحقیق کند، بهتر است اطلاعات به اشتراک گذاشته شود و همگروهی در اجرای پروژه‌ها انجام شود. این کار به تیم‌های دیگر این امکان را می‌دهد که تمرکز خود را بر روی بهبود بهره‌وری در حوزه‌های دیگر معطوف کنند.

اجازه دادن به تعصبات بر اولویت‌بندی

هنگامی که مهندسان و تیم‌های توسعه محصول در سیلوهای مختلف کار می‌کنند و به طور مستقل تحقیق می‌کنند، ممکن است هر یک از آن‌ها مسائلی را که به نظر آن‌ها مهم‌تر می‌آید، به عنوان اولویت انتخاب کنند. بهتر است تیم‌ها با هم همکاری کنند و اولویت‌بندی را به صورت مشترک انجام دهند تا تعصبات شخصی رفع شود.

تأخیر در توسعه محصول

وقتی که بینش‌ها توسط تیم‌های مختلف جداگانه نگهداری می‌شوند، ناسازگاری‌ها و نقص‌های داخلی می‌تواند توسعه محصول را کند کند کند. به جای اینکه از دانش و ایده‌های مشترک استفاده کنیم، ممکن است به جای توسعه بهینه، تکرار در اختراع راه‌حل‌ها رخ دهد.

وجود سوگیری‌ها بر توسعه تأثیر می‌گذارد

همه ما سوگیری‌های شناختی داریم، اما کار در سیلوهای جداگانه این سوگیری‌ها را تشدید می‌کند. وقتی افراد از همان بخش یا تخصص مشابه به هم نزدیک باشند، افراد تمایل دارند به طور مشابه فکر کنند و نظرات یا ایده‌های اشتباه را به چالش نکشند.

چندین بار آزمایش یک کاربر

بدون برنامه‌ریزی و فرآیندهای مناسب برای ذخیره و اشتراک‌گذاری داده‌های تحقیقات تاریخی، امکان دارد که دو تیم بدون اطلاع از هم با یک شخص تماس گیرند و نتایج تکراری را تولید کنند که به سوگیری منجر می‌شود.

انجام تحقیقات بدون زمینه

زمانی که تحقیقات بدون بررسی اطلاعات و زمینه تحقیقات قبلی انجام می‌شود، ممکن است تیم‌ها فاقد بینش‌های اساسی، داده‌های تاریخی یا اولویت‌بندی باشند. این ممکن است منجر به نتایج متناقض شود اگر هر دو تیم با استفاده از رویکردها یا اصطلاحات متفاوت تحقیق کنند.

راه حل: ایجاد تیم‌های تحقیق چندگانه

تحقیقات باید به صورت گروهی و هماهنگ برنامه‌ریزی شوند، حتی اگر هر تیم به صورت مستقل در مطالعات خود اقدام کند. امر مهم‌تر از همه، تمرکز بر تصمیماتی است که به بهبود تجربه کاربری کمک می‌کنند.

دیو اظهار می‌کند: “داشتن تیم‌های تحقیق متعدد به ما این امکان را می‌دهد که راه‌حل‌های کارآمدتری ارائه دهیم که به واقع مسائل و نیازهای واقعی مشتریان را حل می‌کنند. او تاکید می‌کند که شرکت‌ها هر ساله میلیون‌ها دلار برای توسعه محصولات هزینه می‌کنند، اما بیشتر این تلاش به سمت تولید محصولاتی می‌رود که به ندرت استفاده می‌شوند.

تمامی تحقیقات باید با دقت برنامه‌ریزی شوند، به منظور خدمت به اهداف خاصی و تأمین نیازهای مشتریان. همچنین، تیم‌ها باید به تنهایی درگیر نشوند و تمام اعضای گروه را در اطلاعات تحقیقاتی پاسخگو نگه دارند. علاوه بر این، هماهنگی با اولویت‌های کسب و کار نیز باید در نظر گرفته شود.

برای جلوگیری از تکراری شدن تلاش‌ها، می‌توانید افراد از بخش‌های مختلف را در مصاحبه‌ها و تحقیقات با کاربرها به‌عنوان اعضای همکاری شرکت دهید. یا حداقل هنگام تعریف استراتژی، برنامه‌ریزی، یا انجام تجزیه و تحلیل داده‌ها، از نظرات افراد با تخصص‌های متفاوت استفاده کنید. این به معنای این است که افراد از توسعه، طراحی، محصول و حتی فروش و بازاریابی شامل می‌شوند تا بدانند چگونه با کاربران به‌گونه‌ای صحبت کنند که برای آن‌ها اهمیت دارد.

 

اشتباهات کشف محصول

 

اشتباه شماره 3: تکیه بر یک روش یا عدم انجام تحقیق

اگر بسیار خوش‌شانس بوده باشید، ممکن است محصولی را راه‌اندازی کنید که بدون انجام تحقیق، مسائل مشتریانتان را با موفقیت حل کند. اما این ریسک بسیار اشتباه است و اغلب به نتیجه مثبت نمی‌انجامد.

عدم انجام تحقیق معادل است با حرکت در تاریکی و عدم شناخت دقیق وضعیت. از طرف دیگر، اعتماد به یک روش تکی نیز اشتباه است. دیو توضیح می‌دهد: “استفاده از ترکیبی از روش‌ها به شما اطلاعات کامل‌تر و تفصیلی‌تری ارائه می‌دهد تا از تنها اعتماد به یک روش. این به دلیل این است که داشتن نتایج کمی و کیفی از تحقیقات مختلف، اطلاعات متنوعی را فراهم می‌کند و تحلیل‌های شما را تقویت می‌کند.

چند دلیل وجود دارد که تیم‌ها ممکن است تنها به یک روش تحقیق اعتماد کنند یا از انجام تحقیق اجتناب کنند:

مدیریت بودجه

بسته به روش انتخابی شما و ابزارهای تحقیق تجربه کاربری (UX)، کشف ممکن است هزینه‌بر باشد و همه تیم‌های محصول از بودجه لازم برای استاندارد کردن آن برخوردار نباشند. با این حال، برای انجام تحقیقات معنادار نیازی به بودجه گسترده نیست. در نظر بگیرید که از روش‌های تحقیق از راه دور برای صرفه‌جویی در هزینه و زمان استفاده کنید.

بی‌توجهی رهبران

احتمالاً تا به حال با رهبرانی صحبت کرده‌اید که ارزش تحقیقات را نمی‌بینند. دیو می‌گوید: “اگر رهبران تیم‌های خود را برای تحقیق و یادگیری توانمند نسازند یا حتی به آن‌ها اجازه ندهند، این یک مانع بزرگ است.

سهولت

زمانی که توانایی گذاشتن نظرات شخصی، کنار رفته و نیازی به انجام تحقیقات برای ایجاد تغییرات نداشته باشید، ممکن است انجام کار آسان‌تر به نظر بیایید. اما این رویکرد منجر به ایجاد محصولات عالی نمی‌شود. نادیده گرفتن تعامل با کاربران ممکن است به نظر سریعترین راه برای حل مشکلات باشد، اما زمانی که نیاز به اصلاحات دارید و محصول از قبل عرضه شده باشد، هزینه‌بر می‌شود.

اعتماد به بازخورد تیم فروش

ممکن است فکر کنید که تاکنون اطلاعات کافی از نظرات کاربران توسط تیم فروش شما جمع آوری شده است، اما وقتی که مشتریان با فروشندگان صحبت می‌کنند، همیشه به صراحت در مورد مشکلاتی که واقعاً آن‌ها را ناراحت کرده است، صحبت نمی‌کنند. علاوه بر این، با عدم مشارکت کاربران، از ارزش اطلاعات قابلیت تغییر از دست می‌روید.

راه حل: جذب ذینفعان کلیدی برای تشخیص ارزش تحقیق

راه‌حل برای این مسئله کاملاً ساده است، اما از لحاظ عملی این چندان آسان نیست. شما باید افراد را به تیم تحقیقاتی خود جذب کنید تا بتوانید تحقیقات بیشتری انجام دهید. این وظیفه شماست که ذینفعان را متقاعد کنید که ارزش تحقیقات را مشاهده کنند. محصولاتی را ایجاد کنید که به نیازها و تمایلات واقعی مردم پاسخ می‌دهند و برنامه‌هایی ایجاد کنید که واقعاً جذابیت و تعامل افراد را افزایش دهند.

با آن‌ها در مورد اجرای یک رویکرد چابک برای تکرار محصول بر اساس بینش کاربر صحبت کنید. همچنین می‌توانید با یک تیم اکتشاف متقابل برای ایجاد هماهنگی و انتقال اهمیت اجازه دادن به کاربران برای هدایت تصمیم‌گیری، همکاری کنید.

 

کشف محصول یا product discovery چیست؟

اشتباه شماره 4: تکرار آزمایش‌های مکرر با یک گروه همگن (یا استخدام افرادی با تجربه یکسان)

ما می‌دانیم که استخدام افراد با کیفیت و متخصص می‌تواند چالش برانگیز باشد. زمانی که گروهی از افراد پاسخگو و با تجربه را پیدا می‌کنید، معمول است که بخواهید آن‌ها را به طور مکرر در تحقیقات خود استفاده کنید.  اما انجام این کار ممکن است منجر به محدودیت در دیدگاه‌ها و تجزیه و تحلیل‌ها شود.

گروه شرکت‌کنندگان شما باید تنوعی دقیق از مخاطبان شما را نمایش دهند، به این معنی که آن‌ها طبیعتا باید برخی ویژگی‌های مشترکی داشته باشند. اما شما باید از انجام تحقیقات با یک گروه همگن از افراد خودداری کنید، یا خود را محدود به استخدام افرادی کنید که تنها با کاربران هدف اصلی شما تطابق دارند.

انجام کشف محصول با گروهی یکسان از افراد ممکن است منجر به مشکلات زیر شود:

بینش ناقص

شما با نماینده واقعی از مخاطبان خود صحبت نمی‌کنید، به همین دلیل تمامی اطلاعات بالقوه کاربر را دریافت نمی‌کنید.

اولویت‌بندی نادرست

عدم آزمایش با یک گروه متنوع و کامل از مخاطبان ممکن است باعث شود که برخی از مشکلات محصول را نادیده بگیرید یا به طور اشتباه مسائل غیراهمیت را اولویت بندی کنید.

نتایج مغرضانه

شما باید در حال انجام مطالعات بر روی بازنمایی واقع‌گرایانه از مخاطبان هدف خود باشید. وقتی سوالات متنوعی را از یک مخاطب می‌پرسید، پاسخ‌های محدودی دریافت می‌کنید و ممکن است به دریافت نتایجی که تحت تأثیر تعصب هستند بیفتید.

راه حل: با یک نمونه نماینده از مخاطبان خود صحبت کنید

اولین گام برای حل این مشکل این است که واقعاً شخصیت‌ها و ویژگی‌های کاربران هدف خود را درک کنید. سپس می‌توانید برای جذب شرکت‌کنندگان در آزمایش به دنبال افرادی بگردید که این ویژگی‌ها را در خود دارند.

به عنوان مثال، اگر شما یک ویژگی جدید برای یک برنامه اشتراک‌گذاری یادداشت برای دانش‌آموزان راه‌اندازی می‌کنید و متوجه می‌شوید که این برنامه توسط دانش‌آموزان دبیرستانی نیز استفاده می‌شود، تلاش کنید نمایندگانی از هر دو گروه کاربر را در آزمایشات خود داشته باشید.

به یاد داشته باشید که بازخورد افراد نماینده را به عنوان تنها حقیقت در نظر نگیرید. به عبارت دقیق فیبی می‌گوید: «من بررسی می‌کنم که آیا بازخورد یک نمونه نماینده از اکثریت کاربران است یا اینکه آیا عوامل خارجی دیگری وجود دارند که در نظر گرفته نشده و ممکن است بر روی نتایج مطالعه تأثیر بگذارند، مثل شرکت‌کننده‌ای که با ساختار تست آشنا نیست.

اشتباه شماره 5: رهبری تحقیقات مغرضانه

این یکی از دشوارترین اشتباهاتی است که باید بر آن غلبه کرد زیرا سوگیری‌های شناختی عمدتاً ناخودآگاه هستند. آن‌ها در تمام جنبه‌های زندگی ظاهر می‌شوند: در واقع مغز شما تلاش می‌کند به شما کمک کند سریع‌تر تصمیم‌گیری کنید، اما می‌تواند منجر به تصمیم‌ها یا فرضیات نادرست شود.

برخی از مواردی که در طول تحقیق سوگیری‌ها می توانند بر آنان اثر کنند عبارتند از:

منابع بینش خود را از کجا می‌یابید

تکیه بر بازخورد تیم فروش، نظرات رسانه‌های اجتماعی یا همان مجموعه شرکت‌کنندگان می‌تواند کمک کند، اما مشکل‌ساز نیز است. آن‌ها معتبرترین منابع اطلاعاتی نیستند زیرا کاربران برای پاسخ دادن به سؤالات خاص در آنجا نیستند و ممکن است شما زمینه کاملی را در پشت یک نظر نداشته باشید.

چه کسی را انتخاب می‌کنید که باور کنید

تعصبات ناخودآگاه می توانند شما را به اعتماد یک گروه از افراد بر گروه دیگر سوق دهند، زیرا آن‌ها پاسخ های واضح‌تری به شما می‌دهند، زیرا بینش آن‌ها ایده‌های شما را تأیید می‌کند یا صرفاً به این دلیل که نسبت به آن‌ها احساس همدلی دارید.

چه سؤالاتی می‌پرسید

پرسیدن سؤالات بسته یا بیان آن‌ها به گونه‌ای که کاربران پاسخی را که می‌خواهید و نه پاسخی را که نیاز دارید، بدهند، یک اشتباه آسان است و اغلب بدون توجه ما اتفاق می‌افتد. درخواست بازخورد در مورد سؤالات تحقیق و تست آزمایشی مطالعه، یک بررسی منطقی خوب است.

راه حل: به برنامه‌ی خود بیشتر توجه کنید و تجزیه و تحلیل‌ها را مرور کنید

بسیار مهم است که افراد بیشتری را در فرآیند کشف محصول مشارکت دهیم تا فرصت بیشتری برای تشخیص سوگیری‌های ممکن داشته باشیم. تفسیر صحیح نتایج همچنین حیاتی است. نباید تنها نظر یک کاربر را به عنوان حقیقت مطلق در نظر بگیریم یا تحلیل را به تنهایی انجام دهیم. به جای آن، از ابزارهای کشف محصولی استفاده کنید که پاسخ‌ها را برای شما تجزیه و تحلیل می‌کنند و یک گزارش داده قابل فهم به شما ارائه می‌دهند.

آگاهی از نحوه‌ی جلوگیری از سوگیری‌های شناختی اولین گام است. دیو توضیح می‌دهد: “زمانی که شما مغرضانه عمل می‌کنید، اغلب سعی دارید از کشف محصول برای تصدیق دیدگاه خود استفاده کنید تا اینکه از آن برای اثبات نادرستی‌های خود استفاده کنید.” وظیفه واقعی تحقیقات کاربر این است که ثابت کند چرا کاربران نباید محصولات شما را بخرند.

برای کاهش سوگیری‌های شناختی، می‌توانید موارد زیر را تمرین کنید:

  • استفاده از زبان خنثی هنگام پرسش سوالات – از کلمات احساسی خودداری کنید.
  • شروع با سوالات گسترده و سپس درخواست جزئیات بر اساس پاسخ‌های کاربر.
  • تغییر ترتیب سوالات در نظرسنجی‌ها تا سوگیاشتباهات اصلی در کشف محصولری در ترتیب سوال یا تأثیر کادربندی جلوگیری شود.

 

اشتباهات اصلی در کشف محصول

 

اشتباه شماره 6: استفاده از تحقیق برای تأیید مفروضات موجود

با گسترش تعصبات، همیشه باید تحقیقات محصول را به منظور کشف مشکلات انجام دهید، نه اینکه مفروضات خود را تأیید کنید. فیبی توضیح می‌دهد: “یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که یک تیم می‌تواند مرتکب شود، این است که فکر می‌کند تحقیقات می‌تواند به عنوان ابزاری برای تأیید فرضیات در مورد فضای راه‌حل، مشکل یا کاربر استفاده شود.”

تحقیقات ارزشیابی ایده‌ها را تأیید می‌کند، اما فیبی مفروضات را از فرضیه‌هایی که از داده‌ها یا تحقیقات کیفی قبلی نشأت می‌گیرند، متمایز می‌کند.

استفاده از کشف محصول به منظور اعتبارسنجی ایده‌ها زمانی اتفاق می‌افتد که سؤالات تحقیق را با سؤالاتی که در طول تحقیق می‌پرسید (معروف به سؤالات مصاحبه) اشتباه تطابق دهید. سؤالات تحقیق به اهداف و اهداف تحقیق شما مرتبط می‌شوند و به این شکل هستند: “آیا کاربران این ویژگی را دوست دارند؟” یا ‘مشکل کاربر چقدر بد است؟’

همانطور که فیبی توضیح می‌دهد: “سوالات تحقیقی به ما کمک می‌کنند بفهمیم که می‌خواهیم از مطالعه چه چیزی به دست آوریم و در داخل مورد استفاده قرار می‌گیرند. در حالی که سؤالات مصاحبه همان چیزی است که از کاربران خود می‌پرسیم.”

پرسیدن یک سوال تحقیقی در طول مصاحبه مانند “آیا این ویژگی را دوست دارید؟” ممکن است شانس دیدن کارهایی که آن‌ها انجام می‌دهند و رفتار آنها با محصول شما را کاهش دهد. به جای آن، شما به آنچه آن‌ها می‌گویند تکیه می‌کنید که ممکن است دقیق یا صادقانه نباشد.

به عنوان مثال، فرض کنید ویژگی جدیدی ایجاد کرده‌اید که به افراد امکان می‌دهد مستقیماً از برنامه گزارش هزینه شما از رسیدها عکس بگیرند. اگر از افراد بپرسید که آیا به جای مشاهده نحوه استفاده از برنامه شما، از این ویژگی خوششان می‌آید، ممکن است نقطه درد واقعی آن‌ها را از دست بدهید، به عنوان مثال آن‌ها سعی می‌کنند یادداشت‌هایی را به گزارش‌ها اضافه کنند اما نمی‌توانند.

سوالاتی بپرسید که پاسخ‌های مورد انتظار را می‌دهند

شما نیازی به تأیید نیازهای کاربر ندارید، بلکه باید مشکلاتی که کاربران با آن‌ها روبه‌رو هستند را درک کنید. این به این معناست که گاهی اوقات پاسخ‌هایی دریافت می‌کنید که کاملاً شما را تعجب‌آور می‌کنند. اینها ممکن است بیشترین بینش را ارائه دهند.

ویژگی‌های اشتباه ایجاد نکنید

بینش‌های نادرست باعث انجام اقدامات نادرست می‌شوند، زیرا ممکن است در نهایت ویژگی‌هایی ایجاد کنید که برای کاربر جذاب نیستند. برای اولویت‌بندی ویژگی‌ها، باید به درستی درک کنید که کاربران چگونه با محصول شما تعامل می‌کنند.

به نتایج نادرست نرسید

پرسیدن سوالاتی که برای به دست آوردن یک نتیجه خاص انجام می‌شود ممکن است به نتایج نادرست منجر شود. این نوع سوگیری‌ها، از جمله سوگیری تأیید، اثر قاب‌بندی و توهم خوشه‌بندی، تأثیر مستقیمی بر نتایج دارند.

راه‌حل: به دنبال “چرا” و “چگونه” باشید

با ذهنی باز به جلسات پژوهش نزدیک شوید و سعی کنید از سوگیری‌های شناختی خود آگاه شوید. داده‌های مطالعه خود را مرور کنید، اما همچنین به نحوه عملکرد کاربران خود و دلایل پیروی از یک رویکرد خاص توجه کنید. به عنوان مثال، مشاهدات و سؤالات باز به شما کمک می‌کنند تا داستان کاملی از زمان انجام کار یا تعداد کلیک‌هایی که معیارهای قابلیت استفاده به شما می‌گویند را دریافت کنید.

دیو می‌گوید: «در کشف محصول، ما در مورد اعتبارسنجی بسیار صحبت می‌کنیم. ما این مفهوم را از روش علمی وام گرفته‌ایم و علم اینگونه عمل نمی‌کند. کل موضوع در مورد داشتن یک فرضیه و استفاده از آزمایش برای اثبات اشتباه بودن آن است.»

 

حداقل محصول قابل ارائه (MVP): رویکردی حیاتی برای محصول 

 

اشتباه شماره 7: نداشتن دید واضح

کشف محصول باید به طور مداوم در طول چرخه عمر محصول اتفاق بیفتد، اما این بدان معنا نیست که شما باید بدون چشم‌انداز یا قصد روشنی با کاربران صحبت کنید. اهداف تحقیق شما باید با استراتژی محصول و اهداف تجاری همسو باشند. نداشتن چشم‌انداز روشن با کشف محصول می‌تواند:

به متخصصان پژوهش خود دستورات مبهم دهید

اگر تیم شما دقیقاً ندانند که چرا تحقیق می‌کنند و نتایج چه چیزی را به شما اطلاع می دهد، نمی دانند چه چیزی بپرسند و شانس جمع آوری بینش‌های ارزشمند را از دست خواهند داد.

تمرکز رهبری را بر روی چیزهای نادرست متمرکز کنید

تمرکز بر خروجی باعث می شود که وزن بیشتری بر آنچه ایجاد شده (محصول یا ویژگی) گذاشته شود تا دلیل ایجاد آن (برای جلب مشارکت کاربران و حل مشکلات).

به ایجاد راه حل اشتباه توسط تیم ها (و شرکت ها پول خود را از دست بدهند) منجر می شود

عدم هماهنگی منجر به آزمایش افراد اشتباه یا ایده های اشتباه، صرف بخشی از بودجه و عدم استفاده از اکثر پاسخ ها می شود.

راه حل: یک استراتژی مشخص برای کشف محصول تعیین کنید

نوشتن یک چارچوب یا استراتژی کشف محصول به تیم شما کمک می‌کند تا دقیقا بفهمند چرا در حال انجام تحقیقات هستند. وظیفه شما این است که دلیل (چرا) پشت وظایف را ارتباط دهید و تیم خود را به کار از یک صفحه مشترک هدایت کنید. به خاطر داشته باشید که به جای تمرکز بر ویژگی‌های خاص، بیشتر به هدف و نتیجه نهایی تمرکز کنید (مثلاً حل مشکل X برای کاربران خود)، زیرا ممکن است این ایده‌ها در طول زمان تغییر کنند.

دیو توضیح می‌دهد: «وقتی محصول را در اتاق هیئت مدیره طراحی می‌کنیم، به جای استفاده از یک تیم متقابل که با کاربران واقعی کار می‌کنند، و شروع به صحبت در مورد ویژگی‌های خاصی می‌کنیم که به جای نتیجه‌ای که می‌خواهیم به دست آوریم، طراحان و مهندسان فقط می‌توانند 50 درصد ارزش خود را اضافه کنند، زیرا ما 50 درصد از کار را برای آن‌ها انجام داده‌ایم.

جمع‌بندی

برای ساختن محصول مناسب برای کاربران خود، باید در جمع آوری اطلاعات ارزشمند از آن‌ها بهتر عمل کنید. شما به یک استراتژی تحقیقاتی نیاز دارید که اکتشافات را در فرآیند شما و این بینش ها را در طراحی و توسعه شما ایجاد کند.
اگر به دنبال راه‌هایی برای غلبه بر بیشتر این اشتباهات هستید، می‌توانید از ابزار کشف محصول استفاده کنید، نقشه راه کشف محصول خود را دوباره مرور کنید یا بر ایجاد تیم‌های تحقیقاتی متقابل تمرکز کنید. نکات دیگر شامل پرسیدن سؤالات باز و دانستن دلیل پشت هر نقطه تماس کاربر است.

اگر به دنبال راه‌هایی برای پیشگیری از این اشتباهات و بهره‌برداری بهتر از تحقیقات هستید، می‌توانید از ابزارهای کشف محصول استفاده کنید، نقشه‌ی راه کشف محصول خود را دوباره مرور کنید یا تمرکز خود را بر روی تشکیل تیم‌های تحقیقی متقابل قرار دهید.

سؤالات متداول

عناصر کلیدی کشف محصول چیست؟

همگرایی سهامداران: این باعث می‌شود که سهامداران به جای تمرکز بر ویژگی‌ها بر نتایج مطلوب متمرکز شوند.

تحقیق در مورد کاربران: برای جمع‌آوری درکی عمیق از رفتارها، نیازها و نقاط ضعف کاربران خود.

تجزیه و تحلیل بازار: این به شما نشان می‌دهد که رقبای شما چه کار می‌کنند و چه امکاناتی برای کاربران پتانسیلی شما در بازار وجود دارد.

تعریف مسئله: برای دقیق‌تر شدن درباره چالش‌های کاربران، نقاط مشکلات آن‌ها و مراحل فهم مشکل.

ایده‌پردازی و تولید افکار: به فکر کردن در مورد نحوه نزدیک شدن به نیازهای کاربران و مطالعه بازار.

نمونه‌سازی و توسعه بیشتر: برای ایجاد یک محصول کارآمد که مشکلات کاربران را حل کند.

آزمایش و تکرار: انجام آزمایش‌های مستقیم روی محصول و بهبود‌های مداوم بر اساس نظرات کاربران.

مراحل بعد از کشف محصول چیست؟

پاسخ ها را تجزیه و تحلیل کنید
ویژگی ها، تغییرات و پیشرفت ها را اولویت بندی کنید
راه حل ها را توسعه دهید
ویژگی یا محصول جدید را وارد بازار کنید
یک بار دیگر تحقیق کنید
تکرار بر اساس بینش
در صورت نیاز به تست تکرار کنید

سه عنصر موفقیت یک محصول چیست؟

عملکرد: آیا همانطور که کاربران انتظار دارند عمل می کند؟ آیا کاربران می توانند مشکلات مورد انتظار را با این محصول حل کنند؟

طراحی: آیا طراحی باعث شده است که اپلیکیشن قابل فهم و آسان در استفاده باشد؟ آیا پیام برند را منعکس می کند؟

کیفیت: عملکرد محصول چقدر است؟ کاربران با چه سرعتی می توانند اقداماتی را روی محصول انجام دهند؟

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *